حالا بیشتر به شریفی بودنم افتخار می‌کنم | معاونت فرهنگی اجتماعی دانشگاه صنعتی شریف

*«حالا بیشتر به شریفی بودنم افتخار می‌کنم»*

▫️ همیشه علاقه‌مند بودم که مسیر شغلی را ادامه دهم که پدرم از سال ۱۳۶۵ با ورودشان به دانشگاه صنعتی شریف (مهندسی برق با گرایش سخت‌افزار کامپیوتر) به خانواده‌ی ما باز کردند؛ برای ایشان، مرکز محاسبات، نه فقط جایی برای کار با کامپیوتر، بلکه کارگاهی برای یافتن تمام آن چیزی بود که با آن، این مسیر را برای ما هموار کرده‌اند؛ ایشان برای من از کارت پانچ‌هایی صحبت کرده‌اند که برنامه‌های کامپیوتری را بر روی آن پانچ کرده و با وقت قبلی، در مرکز اجرا می‌کردند؛ از دستیاران و دانشجویان باهوشی گفتند که در آن زمان (که اینترنت نبود) به تبادل دانش می‌پرداختند و هم‌نشینی با ایشان، آن مرکز را به محلی برای یادگیری و تبادل دانش مبدل کرده‌بود؛ از شیطنت‌هایی برای ماندن بیشتر در مرکز برای کد زدن بیشتر، از کد زدنی که از صبح شروع شد و در ساعت ۵ عصر با یک مرتبه کامپایل اجرا شد و... . 

▫️ حال پس از گذشت بیش از سه دهه از آن روزها، یکی از محصولات نرم افزاری که به مدت ۱۰ سال با نظارت ایشان ساخته شده‌بود و در سازمان‌های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته‌بود، در قالب کسب و کاری مستقل و کوچک و در قالب دو سرور، در قلب این مرکز جای گرفته‌بود؛ کسب و کاری که به سازمان‌ها اجازه می‌داد که بدون نیاز به دانش برنامه‌نویسی، نرم‌افزار خود را در کمترین زمان بسازند و منتشر کنند (و زمینه‌ی تز دکترای من را هم تشکیل داد). زمانی که برای اولین بار با ایشان برای تحویل سرورها به مرکز آمده‌بودم، ایشان جای جای این مرکز را با وجود تغییرات ساختاری می‌شناختند و بخشی از آن خاطرات را برای من تعریف کردند.

▫️ دیروز صبح فهمیدیم که این مرکز با تمام آن خاطرات گذشته و تمام آن زحمات کشیده شده که در دو سرور فعال بودند، زیر بمب‌های سنگرشکن یکی از سفاک‌ترین و شقی‌ترین آدم‌های زمین، با خاک یکسان شده‌است! زمانی که عکس مخروبه‌های آن را می‌دیدیم، به گوشه‌ای از آن مخروبه اشاره کردند و گفتند که «همینجا بود که کد می‌زدیم!» و البته با لحنی آمیخته با خونسردی گفتند «در این جنگ، ایران متحمل ضررهایی هنگفت شده‌است؛ بنابراین ضرری که ما متحمل شده‌ایم در برابر تمام این وقایع هیچ است و انشالله از دشمنانمان پس می‌گیریم!»

▫️ شنیدن این خبر، تلخی‌های زیادی برای من داشت؛ برای من به مثابه‌ی خراب شدن خانه‌ای بود که در سال ۱۴۰۲ با عشق و علاقه به آن وارد شدم، به مدت ۵ نیمسال در آن به عنوان مدرس حق‌التدریس مشغول بودم، با سختی‌های آن ساختم و با خوشی‌های آن زیستم... اما ضربه‌ی امروز به من نشان داد که ارزش جایی که در آن تحصیل می‌کنم، فقط به رتبه‌ی جهانی آن محدود نیست؛ بنابراین من صرفا افتخار نمی‌کنم که در بهترین دانشگاه صنعتی کشور در حال گذراندن مقطع دکترا هستم؛ بلکه افتخار می‌کنم که در جایی مشغول به تحصیل دکترا هستم که توسط شقی‌ترین و سفاک‌ترین انسان‌های روی زمین مورد حمله قرار گرفته‌است و امیدوارم بتوانم تا زمانی که در این دانشگاه هستم و پس از آن، در مسیری قدم بگذارم که برای این مرز و بوم مفید باشم.

✍ یحیی پورسلطانی
ورودی ۴۰۲ دکترای مهندسی کامپیوتر
و مدرس این دانشکده بین سال‌های ۴۰۲ تا ۴۰۴

📸 دیش عظیم دریافت‌کننده امواج ماهواره‌ای که بر اثر حمله به شریف، سرنگون شده است.